برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
من را در آغوش نگیر
نه با دستانت
و نه با نگاهت
و نه هیچ از تو
و هیچ از دیگر ی ها.
مرا رودی بدان که در آغوش نمی آید .
و تنها کمک کن تا در آمیزم با باد و با زمین و هر آنچه که غیر از حقیقت ها ست
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
خالی ام انگار.
خالی.
چیزک هایی گاه به گاه سعی میکنن این فضای بزرگ خالی رو پر کنن
اما زود یا نا پدید میشن، یا انقدر کم اند که دیده نمیشن، یا اصلا...
این خالی بودن یک طور هاییه! خط ذهنی رو محو می کنه
و ایده ها رو می بلعه
و نظر ها حتی راجع به روزمرگی ها رو هم به بی تفاوتی می رسونه.
این حفره ی خالی رو چه گونه اش کنیم.
وقتی کسی نه تنها نهالی که حتی دانه ای هم بهمون نداده.
و حتی خاکی، برای گیاهان خود رو و هرز...
این خالی بودن.
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
هیچ نگفته ایم و در نور های تار شده ی شب محو شده ایم.
"دیوانه ی فرفری"
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
خسته شدم بسکه پر رنگین.
بس که تو ذهنمین.
بسکه حرف میزنین تو سرم.
کاش وقتی می رفتین همه چیو با خودتون میبردین. همه چیو.
می رین و پلا رو پشت سرتون خراب میکنین و منو میذارین اینجا بین خرابه ها.
خسته شدم از تصویرتون .
عمیقا عمیقا. کاش دس ور دارین. کاش راحت بذارین. کاش راحت برین. کاش صداتون راحت بمیره.
کاش انقد ذهنم مرور نکنه تصویرای قبل و حالا و وقتایی که هنوز نیومده رو.
کاش انقدر لنتی نبودیم. کاش.
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
زن آنقدر حرف زد
آنقدر حرف زد
تا مرد او را کشت
(داستان، کوتاه است)
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی