هیچ چیزی در ذهنم نمیگذرد مسافر
و همه چیز میگذرد
چنین آشفته و آرام.فسرده و خندان و خواب
درگیر بیدار خوابی و هیچ
کیفیت چگونگی رو به قعر دریاهاست
دقیقا ته کف دریاها
همانجا که سگ صاحابش را نمیشناسد
و تاریک است و فشار می پکاندت
من خنده اش را و موهایش را و راه رفتنش را و هیپستری اش را و الکی بودنش را دوست دارم. ک یک به انگلیسی سخت دوست داشتنی مینماید...
او در روشنایی روز است و دشت و آفتاب برایش بی انتها
کیفیت چگونگی اش رو به صورت های فلکی است
به زیبایی قهوه هایی خلق میکند.
برچسب:
نویسنده: الینا حسنی
تاريخ: سه
شنبه
22 فروردين
1396 ساعت: 7:19